تبليغاتX
اسپینوزا
اجتماعي سیاسی فلسفی
 حمله آمریکا و انتظار منجی!



در آستانه نیمه شعبان هستیم و باز هم از همه جا ندای انتظار را خواهیم شنید. انتظار تداعی کننده بی حوصلگی، بی صبری، سبز شدن علف زیر پا، کلافه بودن، دست از کار کشیدن و به تماشای آنچه رخ خواهد داد نشستن است. خیلی­ از مردم کوچه و بازار همیشه اعتقاد داشته اند که باید خود آقا ظهور کنه و سررشته امور رو به دستش بگیره تا اوضاع سر و سامون بگیره. این در هر موردی که بحثی باشه روش، می تونید بشنوید. با این توجیه هر حرکت و اعتراضی رو پیشاپیش عبث و شکست خورده می دونن.

کلا ما ایرانی ها فرهنگ ظهور منجی تو خونمونه و در هر موردی منتظریم تا ناجی پیدا بشه تا اوضاع رو سامان بده و هر گونه هزینه دادن رو عبث و بیهوده می دونیم و انتظار طولانی برای گشایش در امور رو به هرگونه تحرکی برای تغییر امور ترجیح میدن. این رفتار رو بخصوص در مورد اونایی که منتظرن تا آمریکا حمله کنه  و اونا رو از زیر یوغ استبداد آزاد کنه، صادقه!  این قشر از جامعه که عمدتا جزو بخش روشنفکری جامعه محسوب میشن فکر میکنن که نباید برای این مردم که احمق میدوننش هزینه داد و یا این که تغییر امور رو کاری می دون که از طرف اونا نشدنیه ولی کسای دیگه شاید بتونن انجامش بدن! این حالت وادادگی همه جای سنت ایرانی جماعت بیداد می کنه. و به نطر من دلیل اصلی پیدایش استبداد در جامعه ایرانیه.

چند وقت پیش با یه سری از دوستان به اصطلاح فعال سیاسی بحثی داشتیم پیرامون ضرورت حمایت از عبدالله نوری. بیشتر اون­ها اعتقاد داشتن که کار کار ما نیست و تا زمانی که احزاب اصلاح طلب نخوان که آقای نوری تنها کاندید باشه هیچ شانسی براش نمی­شه قائل شد. استدلال من این بود که اولا هدف ما فقط ریاست جمهوری نیست، چون از لحاظ احتمالات هم شانس قضیه کمه، اما مهم تشکیل یک جبهه با رهبری مشخص و با موضع گیری های مشخصه. تعیین یک نفر به عنوان شخص کاریزما برای جامعه مدنی سودش بیشتر از ریاست جمهور شدنشه. ثانیا چرا ما نتونیم بقیه رو مجاب به حمایت از خودمون کنیم؟ این وادادگی دلیل اصلی نشدن کاره! و تا زمانی که به این وادادگی غلبه نکنیم کاری از پیش نمیره. ممکنه حتی به هیچ هدفی نرسید، اما مهم اینه که کاری که ازت برمیومد رو کردی.

به هر حال اگه بخوام خلاصه بگم، به نظر من جنس انتظار منجی هیچ تفاوتی با این که منتظر حمله آمریکا باشی و یا این که بقیه به این شعور برسن که تنها راه برون رفت پشت سر نوری وایسادنه نیست. اگه یکیش غیر منطقیه مطمئنا بقیه هم غیرمنطقی هستن.

 

|+| نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و ششم مرداد 1387  |
 
 
بالا