تبليغاتX
اسپینوزا
اجتماعي سیاسی فلسفی
 عصر کوتوله ها!

 

ی مدتی که یه موضوع همش تو کلمه و خیلی فکرم رو به خودش مشغول کرده. موضوع اینه که چرا همه مصادر امور این مملکت یه مدته داره به ناشایسته ترین ها سپرده می شه؟ همش فکر میکنم یه تعمدی تو کاره!  از مدیر عاملی سایپا گرفته تا سرمربی گری پرسپولیس، از وزارت صنایع و آموزش پرورش  و هیات مدیره کارخونه های خودروسازی گرفته تا سرمربی گری تیم ملی. اگه بخواهیم برا این پدیده ی اسم بذاریم، من عصر کوتوله ها رو پیشنهاد میکنم!

شاید ذهن من خیلی داره این موضوع رو فرافکنی میکنه، اما از جهتی نمیشه همه این پدیده ها بصورت تصادفی اتفاق بیفته و تعمدی در کار نباشه.

اتفاقا من فکر میکنم تو همه این انتصاب ها چند تا چیز مشترکه و همش به نحوی از یک آبشخور سیراب میشه.

1.     اولین موضوع که تو بیشتره انتصاب این کوتوله ها مشترکه، نسبت فامیلی اونهاست.

مثلا مدیر عامل سایپا، برادر مهرداد بذرپاش، داماد علی احمدی وزیر آموزش پرورشه.

رئییس دانشگاه پیام نور حاج آقا علی احمدی برادر وزیر آموزش پرورش و رئیس سابق دانشگاه مذکوره.

رئیس سابق مجلس پدرزن پسر آقاست.

رئیس هیت بازرسی ریاست جمهوری، داداشه ریس جمهوره.

قضایای باجناق ها هم که شهره عام و خاصه.

و ....

2.     دومین موضوع مشترک اینه که هیچ کدوم از این کوتوله ها، هیچ دوره تخصصی برای کسب شغلشون رو نگذروندن و یه شبه ره صد ساله رو طی کردن.

مثلا برادر بذرپاش پس از اتمام دوره کارشناسی با اخذ بیشترین تعداد ترم مجاز برای خانواده شهدا که 4ترم هم بیشتر از دانشجویان عادیه، یک شبه به اوج صعود میکنه و پس از مشاور شهرداری و رئیس سازمان جوانان به مدیرعاملی شرکت خفنی مثل سایپا میرسه.

یا جناب آقای محرابیان که تو رزومه کاریش مسئول سایت دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت و رییس دفتر فرهنگی دانشکده مذکور دیده میشه مشاور شهردار و سپس وزیر صنایع.

و....

3. تمام این کوتوله ها، آدم های حرفشنو خوبی هستن و بقول معروف پاشونو از گلیم خودشون بیشتر دراز نمیکنن. البته در شروع امر اما بعدا خلافش ثابت می شه.

4. همه این کوتوله ها می خوان یه شبه تو دنیا انقلاب به پا کنن و ادعای این رو دارن که ناجی هستن و  پیشنهادهای محیرالعقول می دن.

5. این کوتوله ها همیشه اصرار دارن که خودشون رو جنس برتر نشون بدن و به همین خاطر ادعای ارتباط با عالم غیب رو دارن. مثلا بعضی شون ادعا دارن با خدا معامله کردن، بعضی شون هاله نور استخدام می کنن، بعضی شون با امام زمان ارتباط دارن و براش غذا کنار میزارن.

اما به نظر من انتصاب های انجام شده تو فوتبال ما هم به نحوی با این کوتوله بازی ها ارتباط داره. اما دیگه اینجا نمیشد سرمربی ها هم فامیل باشن . پس اعضای هیت مدیره از کوتوله های وابسته انتخاب شدن تا زمینه انتصاب کوتوله ها رو به عنوان سرمربی آماده کنن.

اما چرا این کوتوله بازی همه جا داره ریشه میدونه. خوب این پدیده هم برا خودش حتما دلایل اجتماعی داره. اصلا فکر کردین اولین کوتوله، احمدی نژاد، چرا انتخاب یا انتصاب شد که این دور گماشتن کوتوله ها همین طوری ادامه پیدا کنه؟؟؟؟؟

درمورد ریشه های رای مردم تو دور دوم انتخابات به احمدی نژاد به عنوان کوتوله اول خیلی نمی خوام زیاد صحبت کنم، چون  مظلوم نمایی هاش جلو هاشمی ، کسی که یرا ملت یادآور تورم 50%  دولت سازندگی بود، بهترین استراتژی برا برد بود. خوب دور اول هم که انتخابات نبود! اما مهم علل گسست ملت از اصلاح طلب ها بود.  عدم  کفایت اصلاح طلب ها مهمترین دلیل رویکرد مردم به یک جریان تازه بود و از اونجایی که ملت ما همیشه همه چی رو سیاه سفید می بینن یک آدم کوتوله مظلوم مسلما انتخاب اصلحشون بود.

اما مهم اینه که آقا خودش کوتوله پرور بود و اصلا دوست نداشت شخصی که کوتوله نیست موی دماغش باشه. اوصولا این خصوصیت همه دیکتاتورهاست که از آدمای کوتوله خوششون میاد.اما وقتی اولین کوتوله نصب شد خوب طبیعتا اون نمیتونه هیچ کسی رو که ازش بزرگتره به دور و ور خودش راه بده چون بغل یه آدم بزرگ، کوتوله بودنش بیشتر به چشم مردم میاد. البته یه کوتوله همیشه سعی می کنه حرف های خیلی بزرگ بزنه تا خوش رو خیلی بزرگ تر نشون بده، اما طرد آدم بزرگ رو هم نباید فراموش کنه. پس سعی میکنه مصادر امور رو به آدمهای کوتوله تر از خودش بسپره تا بتونه به شون اشراف داشته باشه. آدم کوتوله های جدید هم همین طور آدم های کوتوله تر رو انتخاب میکنن و کار به جایی میرسه که حتی از بودن شخصی به اسم افشین قطبی، که از همشون یزرگتره، به عنوان سرمربی تیم پرسپولیس وحشت برشون میداره پس کوتوله ایی به اسم استیلی رو به جاش می نشونن.

مثال هایی برای حذف آدم های بزرگتر از کوتوله ها شامل کنار گذاشتن لاریجانی از دبیری شورای امنیت و پورمحمدی از وزارت کشوره. تو مرام کوتوله ها در افتادن با بزرگ ترها یه امر ضروریه و همیشه باید یه دشمن ساخت تا ناکامی ها رو به اون نسبت داد. البته هرچقدر این دشمن بزرگ تر و دورتر باشه بهتره!

اما ریشه اصلی ایجاد کوتوله ها خود سیستم دیکتاتوریه و حتما کوتوله اول اولی همونیه که باید از همه بزرگتر باشه.

اما این کوتوله ها یه اصل رو همیشه فراموش می کنن و همیشه هم از همون جا گزیده میشن.  اون اصل اینه که اصولا کوتوله ها خیلی زود احساس میکنن که بزرگ شدن و خیلی زود زیرآب کوتوله بالاسریشون رو میزنن!

 

جنگ کوتوله اول اولی با کوتوله اولی دیدنی خواهد بود.

 

توضیح: کوتوله اول اولی کسیه که کوتوله اولی رو تو انتخابات از صندوق بیرون کشوند.

 

 

  

|+| نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیستم خرداد 1387  |
 پیش بینی شاید توهم آمیز
خیلی وقت بود که نه وقتشو داشتم چیزی بنویسم نه حالشو. از روز دفاع از پروژه به بعد یه حال بدی داشتم که همش مربوط می شد به آینده خودم و البته آینده نه چندان واضح مملکت.

دیگه کلا از همه چی بریده بودم تا هفته پیش که به سرم زد باز شروع کنم به نوشتن اما این دفعه جدی تر. هنوز تو تردید و دودلی بودم، اما امروز که اومدم دانشگاه بعد چند روز تعطیلی و تونستم وارد اینترنت شم ی خبری دیدم که مخم سوت کشید. افشاگری عضو هیات تحقیق و تفحص از قوه قضاییه!!!!!

چیزی که خیلی وقت پیش انتظارش رو می کشیدم! خیلی وقته  احساس میکنم اختلاف بین اعضای جناح راست سنتی سابق شدیدا زیاد شده و این اختلاف تا آستانه حذف هر طیف توسط طیف مقابل اوج گرفته. چند هفته پیش نشونه هایی از شروع عملیات استیضاح و یا حتی ترور احمدی نژاد رو حس کردم و منتظر بودم ببینم این حس درسته یا نه؟؟؟ اما این افشاگری به من اثبات کرد که قضیه داره اتفاق می افته و سخنان این آقا کاملا واکنش اولیه طیف احمدی نژاد نسبت به شروع پروژه حذف احمدی نژاده و بقول معروف دارن برگ برنده رو رو میکنن تا بتونن  فضا رو شاید برای یک کودتا آغاز  کنن و بتونن طرف مقابل رو کاملا حذف کنن!

شاید خیلی رویاپرداز باشم و شاید دارم تبه می زنم؟؟؟ اما یه حس درونی می گه که اوضاع روی پاشنه جنگ داخلی می چرخه؟؟

فقط می تونم منتظر شم و ببینم تو آینده نزدیک چی می شه؟ اما اگر سایت های وابسته به دولت خیلی بخوان رو این افشاگری مانور بدن احتمال این فرضیه بالاتر میره.

من منتظرم تا تماشا کنم شما چی؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387  |
 مرد نمکی
قدمتش خیلی!!!!!!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387  |
 
 
بالا